پول ما، جنگِ اونا؛ تا کی باید تاوان ماجراجوییهای جمهوری اسلامی رو بدیم؟راستش رو بخواید خیلی از ما دیگه خسته شدیم.
خسته از اینکه هر روز صبح بیدار میشیم و میبینیم قیمت همهچیز بالا رفته، کار نیست، آینده معلوم نیست… بعد همون موقع میشنویم که حکومت میلیاردها دلار پول کشور رو خرج جنگهای منطقهای میکنه.
از وقتی بحران سوریه شروع شد و جنگی که به اسم جنگ داخلی شناخته میشه بالا گرفت، حکومت عملاً یکی از بازیگرهای اصلی اون شده
نیروهای وابسته به سباه و پول و تجهیزات ازجیب مردم ایران میره تا حکومت بشارسرِ پا بمونه.
سؤال ساده است:
این وسط مردم ایران چه سودی میبرن
جیب مردم ایران، صندوق جنگ منطقه
مردم ایران دارن با تورم، تحریم و بیکاری دستوپنجه نرم میکنن.
کارخانهها یکییکی تعطیل میشن.
جوانها امیدی به آینده ندارن.
بعد حکومت میاد با افتخار میگه ما در سوریه و عراق و لبنان «حضور استراتژیک» داریم.
استراتژیک برای کی؟ برای مردم ایران؟ یا برای بقای حکومت؟
واقعیت اینه که سیاستهای منطقهای حکومت سالهاست هزینههای سنگینی روی دوش مردم گذاشته. تحریمها شدیدتر شده، اقتصاد آسیب دیده و اعتبار ایران در دنیا پایین اومده. اما ظاهراً برای حاکمان مهمتر از رفاه مردم، بازی قدرت و دین در منطقه است.
سوریه؛ جنگی که مال ما نیست
مردم ایران نه با مردم سوریه دشمنی دارن، نه سودی از این جنگ میبرن.
اما حکومت ایران خودش رو وسط جنگی انداخته که هیچ ربطی به زندگی مردم عادی ایران نداره.
پول نفت ایران، پول مالیات مردم، پولی که میتونست صرف مدرسه و بیمارستان و کارخونه بشه، داره خرج جنگ و اسلحه و نیروهای نظامی در یک کشور دیگه میشه
همون وقت داخل ایران خیلی از خانوادهها برای اجاره خونه یا هزینه درمان مشکل دارن.
هدف واقعی این حضور نظامی چیه؟
خیلیها و خود من معتقدیم که حضور نظامی حکومت در سوریه فقط برای حمایت از حکومت دمشق نیست.
یکی از اهداف مهم این سیاست، نزدیک شدن نظامی به مرزهای اسراییل و ایجاد امکان فشار و تهدید علیه آن کشور است.
اما سؤال اینجاست:
این دشمنی اصلاً دشمنی مردم ایران است؟
واقعیت اینه که مردم ایران در طول تاریخ دشمنیای با مردم اسرائیل نداشتهاند. حتی در دورههایی مثل زمان محمد رضا شاه فقید روابط ایران و اسراییل دوستانه و همکاریآمیز بود و بسیاری از پروژههای اقتصادی و فنی بین دو کشور انجام میشد.
مطلب را به بالاترین و یا بی رنگی بفرستید:امروز هم من و بسیاری از ایرانیان معتقدند که دشمنی با اسرائیل بیشتر یک سیاست ایدئولوژیک حکومت است، نه خواست واقعی مردم ایران.
مردم ایران با مردم اسرائیل دشمن نیستند.
برعکس، خیلیها باور دارند که دو ملت میتوانند دوست باشند و روابط عادی و محترمانه داشته باشند.
یک سؤال اساسی
اگر واقعاً حکومت خودش را نماینده مردم میداند، باید جواب بده:
چرا باید پول مردم ایران خرج حفظ یک حکومت در سوریه بشود؟
چرا باید جوان ایرانی یا افغان در جنگهای منطقه کشته بشن؟
و چرا رفاه مردم همیشه قربانی سیاستهای ایدئولوژیک میشود؟
خیلیها امروز به این نتیجه رسیدهاند که این مسیر، مسیری نیست که ایران را به پیشرفت برساند. تجربه تاریخ ایران در دورههایی مثل دوران محمد رضا شاه فقید نشان داد که وقتی تمرکز روی توسعه داخل کشور باشد، ایران میتواند به سمت قدرت اقتصادی و ثبات حرکت کند.
اما امروز اولویتها عوض شده:
به جای ساختن ایران، حکومت بیشتر دنبال جنگیدن در منطقه است.
حرف آخر
مردم ایران سزاوار زندگی بهترند.
سزاوار اقتصادی سالم، آیندهای روشن و حکومتی که اول به فکر ملت خودش باشد.
ایران کشوری با تمدن هزاران ساله است و مردمش شایسته صلح، پیشرفت و احترام در جهان هستند؛ نه درگیریهای بیپایان سیاسی و نظامی.
و شاید وقت اون رسیده که این سؤال بلندتر از همیشه پرسیده بشه:
ایران برای مردم ایران است یا یا برای پروژههای ایدئولوژیک حکومت؟
