Tuesday, 5 August 2014

جنگ سوریه

پول ما، جنگِ اونا؛ تا کی باید تاوان ماجراجویی‌های جمهوری اسلامی رو بدیم؟

راستش رو بخواید خیلی از ما دیگه خسته شدیم.

خسته از این‌که هر روز صبح بیدار می‌شیم و می‌بینیم قیمت همه‌چیز بالا رفته، کار نیست، آینده معلوم نیست… بعد همون موقع می‌شنویم که حکومت میلیاردها دلار پول کشور رو خرج جنگ‌های منطقه‌ای می‌کنه. 

از وقتی بحران سوریه شروع شد و جنگی که به اسم جنگ داخلی شناخته میشه بالا گرفت، حکومت عملاً یکی از بازیگرهای اصلی اون شده 

نیروهای وابسته به سباه و پول و تجهیزات ازجیب مردم ایران می‌ره تا حکومت  بشارسرِ پا بمونه.

سؤال ساده است:

این وسط مردم ایران چه سودی می‌برن

 

جیب مردم ایران، صندوق جنگ منطقه 

مردم ایران دارن با تورم، تحریم و بی‌کاری دست‌وپنجه نرم می‌کنن.

کارخانه‌ها یکی‌یکی تعطیل می‌شن.

جوان‌ها امیدی به آینده ندارن.

بعد حکومت میاد با افتخار میگه ما در سوریه و عراق و لبنان «حضور استراتژیک» داریم.

استراتژیک برای کی؟ برای مردم ایران؟ یا برای بقای حکومت؟

واقعیت اینه که سیاست‌های منطقه‌ای حکومت سال‌هاست هزینه‌های سنگینی روی دوش مردم گذاشته. تحریم‌ها شدیدتر شده، اقتصاد آسیب دیده و اعتبار ایران در دنیا پایین اومده. اما ظاهراً برای حاکمان مهم‌تر از رفاه مردم، بازی قدرت و دین در منطقه است.

سوریه؛ جنگی که مال ما نیست

مردم ایران نه با مردم سوریه دشمنی دارن، نه سودی از این جنگ می‌برن.

اما حکومت ایران خودش رو وسط جنگی انداخته که هیچ ربطی به زندگی مردم عادی ایران نداره.

پول نفت ایران، پول مالیات مردم، پولی که می‌تونست صرف مدرسه و بیمارستان و کارخونه بشه، داره خرج جنگ و اسلحه و نیروهای نظامی در یک کشور دیگه می‌شه 

همون وقت داخل ایران خیلی از خانواده‌ها برای اجاره خونه یا هزینه درمان مشکل دارن.

هدف واقعی این حضور نظامی چیه؟

خیلی‌ها  و خود من معتقدیم که حضور نظامی حکومت در سوریه فقط برای حمایت از حکومت دمشق نیست.

یکی از اهداف مهم این سیاست، نزدیک شدن نظامی به مرزهای اسراییل و ایجاد امکان فشار و تهدید علیه آن کشور است.

اما سؤال اینجاست:

این دشمنی اصلاً دشمنی مردم ایران است؟

واقعیت اینه که مردم ایران در طول تاریخ دشمنی‌ای با مردم اسرائیل نداشته‌اند. حتی در دوره‌هایی مثل زمان محمد رضا شاه  فقید روابط ایران و اسراییل دوستانه و همکاری‌آمیز بود و بسیاری از پروژه‌های اقتصادی و فنی بین دو کشور انجام می‌شد.

امروز هم من و بسیاری از ایرانیان معتقدند که دشمنی با اسرائیل بیشتر یک سیاست ایدئولوژیک حکومت است، نه خواست واقعی مردم ایران.

مردم ایران با مردم اسرائیل دشمن نیستند.

برعکس، خیلی‌ها باور دارند که دو ملت می‌توانند دوست باشند و روابط عادی و محترمانه داشته باشند. 

یک سؤال اساسی

اگر واقعاً حکومت خودش را نماینده مردم می‌داند، باید جواب بده:

چرا باید پول مردم ایران خرج حفظ یک حکومت در سوریه بشود؟

چرا باید جوان ایرانی یا افغان در جنگ‌های منطقه کشته بشن؟

و چرا رفاه مردم همیشه قربانی سیاست‌های ایدئولوژیک می‌شود؟

خیلی‌ها امروز به این نتیجه رسیده‌اند که این مسیر، مسیری نیست که ایران را به پیشرفت برساند. تجربه تاریخ ایران در دوره‌هایی مثل دوران محمد رضا شاه  فقید نشان داد که وقتی تمرکز روی توسعه داخل کشور باشد، ایران می‌تواند به سمت قدرت اقتصادی و ثبات حرکت کند.

اما امروز اولویت‌ها عوض شده:

به جای ساختن ایران، حکومت بیشتر دنبال جنگیدن در منطقه است.

حرف آخر

مردم ایران سزاوار زندگی بهترند.

سزاوار اقتصادی سالم، آینده‌ای روشن و حکومتی که اول به فکر ملت خودش باشد.

ایران کشوری با تمدن هزاران ساله است و مردمش شایسته صلح، پیشرفت و احترام در جهان هستند؛ نه درگیری‌های بی‌پایان سیاسی و نظامی.

و شاید وقت اون رسیده که این سؤال بلندتر از همیشه پرسیده بشه:

ایران برای مردم ایران است یا یا برای پروژه‌های ایدئولوژیک حکومت؟

مطلب را به بالاترین و یا بی رنگی بفرستید: Balatarin
ارسال به بی رنگی

Saturday, 12 July 2014

وقتی ایران گروگان سیاست‌های یک نفر می‌شود

 گاهی از خودم می‌پرسم واقعاً مشکل اصلی ایران کجاست؟ تحریم‌ها؟ اقتصاد؟ مدیریت بد؟

یا حقیقت ساده‌تر از این حرف‌هاست: تمرکز همه قدرت در دست یک نفر.

 بیش از دو دهه است که سرنوشت کشور عملاً زیر سایه تصمیم‌های رهبر قرار گرفته . تصمیم‌هایی که نتیجه‌اش برای مردم عادی چیزی جز فشار اقتصادی، انزوای بین‌المللی و ناامیدی نبوده.

 .......بیاید یه خورده مسئله رو بازش کنیم

اقتصاد فرسوده، مردم خسته

سال ۱۳۹۳ را نگاه کنید. تورم بالا، بیکاری، رکود در بازار، کارخانه‌هایی که یکی‌یکی تعطیل میشن

در حالی که مردم برای ساده‌ترین نیازهای زندگی مشکل دارند، سیاست‌های کلان کشور همچنان بر اساس شعارهای ایدئولوژیک و تقابل دائمی با دنیا تنظیم می‌شود.

در رأس این سیاست‌ها همان ساختار قدرتی قرار دارد که زیر نام جمهوری اسلامی شناخته می‌شود و در عمل همه خطوط اصلی آن از دفتر رهبری تعیین می‌شود.

نتیجه چه بوده؟  تحریم‌های شدید اقتصادی . سقوط ارزش پول ملی. فرار سرمایه و مغزها و آینده‌ای مبهم برای نسل جوان

این‌ها شعار نیست واقعیت زندگی روزمره مردمه

سیاست خارجی دشمن‌تراشی به جای توسعه

یکی از بزرگ‌ترین انتقادها به سیاست‌های دوره رهبری علی خامنه ای اینه که به جای تمرکز روی توسعه داخلی، کشور دائماً درگیر تنش‌های منطقه‌ای و جهانی شده در حالی که بسیاری از کشورها تلاش می‌کنن با دنیا همکاری کنن و اقتصادشون را رشد بدهند، ایران سال‌هاست در مسیر تقابل دائمی حرکت می‌کنه .

نتیجه‌اش هم مشخصه تحریم، فشار اقتصادی و انزوای بیشتر.

اما هزینه این سیاست‌ها را چه کسی میده ؟ نه.... سیاستمداران و خامنه ای نمیدن

 مردم ایران میدن

یه مقایسه که خیلی‌ها از آون حرف می‌زنند

خیلی از ایرانی‌ها وقتی وضعیت امروز را می‌بینند، ناخودآگاه آون را با دوران شاه فقید مقایسه می‌کنند.

دوره‌ای که با همه نقدهایی که به آن وارد شد ولی ایران در حال رشد اقتصادی، توسعه صنعتی و گسترش روابط با جهان بود.

در اون زمان:

 پروژه‌های بزرگ صنعتی ساخته می‌شد . زیرساخت‌ها توسعه پیدا می‌کرد و ایران یکی از قدرت‌های رو به رشد منطقه بود

اما امروز، دهه‌ها بعد از انقلاب، هنوز بسیاری از مردم با مشکلات ابتدایی اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

سؤال اینه که :

چطور یا چرا کشوری که زمانی در مسیر توسعه بود، به چنین وضعیتی رسید؟


 فاصله نسل جوان با سیاست‌های رسمی خامنه ای

یکی از واقعیت‌های جامعه ایران در سال‌های اخیر این است که بخشی بزرگی از نسل جوان احساس می‌کند صدایش شنیده نمی‌شود.

وقتی سیاست، فرهنگ و حتی مسائل مذهبی بیشتر در قالب دستور و اجبار مطرح شوند تا انتخاب و گفت‌وگو، نتیجه‌اش اغلب فاصله گرفتن نسل جدید از همان ارزش‌هایی است که قرار بوده حفظ شوند.

خیلی‌ها می‌گویند:
اگر قرار است ایمان و باور مذهبی باقی بماند، باید از دل مردم بیاید، نه از طریق فشار و سیاست.

. این موضوعیه که در بحث‌های اجتماعی ایران بارها مطرح شده 

.من شخصا آینده نه چندان دوری رو میبینم که مردم و جوانان ایران از دین و مسائل مذهبی گریزان باشند. 

همان مردمی که روزی برای مذهب و دین  کشور زیبای ایران و حکومت شاهنشاهی رو به قهقرای تاریخ فرستاد.


حرف آخرمن

ایران کشوری با تاریخ چند هزار ساله است
کشوری که بارها از بحران عبور کرده.

اما آینده این کشور به یک چیز بستگی دارد:

 پاسخگویی و شنیدن صدای مردم و برکشت ب فرهنگ میهن پرستی

.هیچ جامعه‌ای با سکوت و بی‌پاسخ ماندن پرسش‌ها پیشرفت نمی‌کند.هیچ جامعه ای بدون حس میهن پرستی و عرق ملی شکوفا نمیشود

و شاید مهم‌ترین پرسش امروز این باشد:

آیا سیاست‌های فعلی واقعاً آینده بهتری برای مردم ایران می‌سازند؟

جواب من قطعا خیر است و به نظرمن این باتلاقی هست که متاسفانه هم مردم و هم کشور و هم حکومت در اون فرو رفته اند فقط هنوز حس نکردن. شایدم دوست دارن خودشون رو گول بزنن


مطلب را به بالاترین و یا بی رنگی بفرستید: Balatarin
ارسال به بی رنگی

Tuesday, 8 July 2014

دنئکمنکمتئک

خع
د
ئو
ئ
ونم
م
م
م
مطلب را به بالاترین و یا بی رنگی بفرستید: Balatarin
ارسال به بی رنگی

Monday, 7 July 2014

;kglm'rofweodsl

rtlg'et
etf
etfge
fge
fge
fger
ge
gesg
eds
gds
fge
dsfg
ed
مطلب را به بالاترین و یا بی رنگی بفرستید: Balatarin
ارسال به بی رنگی

Sunday, 6 July 2014

lklklk

kln.kn
l;kn;
lkjn;
lknk
مطلب را به بالاترین و یا بی رنگی بفرستید: Balatarin
ارسال به بی رنگی

Thursday, 3 July 2014

lk.kkjk

lkj,jkjhkglkfkcfh
مطلب را به بالاترین و یا بی رنگی بفرستید: Balatarin
ارسال به بی رنگی

Sunday, 13 October 2013

زنده باد فرمانده

خبرنگار خارجی پرسید :

اگر هواپیمای اسرائیلی وارد خاک ایران شود و 10 بمب خود را بر روی شهر شما بریزد با چه می خواهید این هواپیما را منهدم کنید ؟؟

جواب داد:

مهم نیست هواپیما چند عدد بمب و کجا می ریزد مهم اینست که موقع برگشت این هواپیما ،اسرائیلی وجود نخواهد داشت که در آن فرود بیاید

به افتخار سردار سرلشگر عزیز جعفری

زنده باد فرمانده


مطلب را به بالاترین و یا بی رنگی بفرستید: Balatarin
ارسال به بی رنگی